در دوران دانشجویی، عشقم بیوتکنولوژی و فیزیک کوآنتوم و جامعهشناسی و البته عرفان و ادبیات بود و رشتهام مهندسی کشاورزی! یهو به خودم آمدم و دکترای الهیات گرفتهام و دروس حوزه را به پایان رساندهام هرمنوتیک و تحلیل گفتمان و زبانشناسی متون مقدس تدریس میکنم. از روشنفکری دینی و تفسیر معاصرانه قرآن میگویم و فلسفه هوش مصنوعی و کاربردش در علوم انسانی را دنبال میکنم. پژوهشگر برتر دینی کشور و استاد نمونه دانشگاه فردوسی مشهد شدم و 30-40 کتاب و مقاله نوشتم اما... سؤالایی که داشتم و مرا از این کتاب به آن کتاب و از این رشته به آن رشته و از این منبر به آن سایت کشانده و میکشاند، کمتر که نشدند، هیچ؛ بیشتر هم شدند.
در همه این سالها تلاش کردم تا بفهمم که چطور میتوان ادیان را در خدمت انسان به کار گرفت؟ چطور میتوان تعصبها را کنار زد و دین را درست فهمید و درست فهماند؟ چطور میتوان نیازهای امروز را با میراث فرهنگی دیروز، گره زد؟ چطور میشه انسانی الهی اما امروزی بود. خلاصه اینکه، چطور میتوان زندگی اخلاقی داشت؟