رابطه یلدا و مسیحیت چیست؟
در مسیحیت، تاریخ دقیق تولد مسیح در انجیل نیامده است. کلیسا بعدها این تاریخ را نزدیک به انقلاب زمستانی (زمان نمادین تولد نور) قرار داد. کلیسای غربی ۲۵ دسامبر و کلیسای شرقی ۷ ژانویه را انتخاب کرد. اختلاف تقویمها (یولیانی و گریگوری با تقویم شمسی) باعث جابهجایی تاریخی شد.
واژه «یلدا» در زبان سریانی به معنای «زایش» یا «ولادت» است. در عربی نیز ماده «ولَدَ/یَلِدُ» به همین معناست (مانند «لم یلد و لم یولد»). به همین دلیل، شب تولد حضرت عیسی را «شب یلدا» (شب ولادت) نامیدند. سنایی میگوید:
به صاحب دولتی پیوند اگر نامی همی جویی
که از پیوند با عیسی چنان معروف شد یلدا
تقاطع آیینی، نه سرقت فرهنگی
یلدا حاصل تقاطع سه جریان است:
- مسیحیان: تولد عیسی را تولد نور و آغاز غلبه بر تاریکی دانسته، آن را اوایل زمستان جشن گرفتند و نام «یلدا» بر آن نهادند.
- ایرانیان باستان: اول دی را آغاز غلبه نور بر تاریکی میدانستند و آن را (بدون نام یلدا) جشن میگرفتند.
- باور اسطورهای: تولد ایزد مهر (که بعداً با میترائیسم رومی پیوند خورد) نیز به این داستان افزوده شد.
به قول هانری کربن، ادیان بر شانههای تجربههای کهن انسانی میایستند. این نه ضعف ادیان، که نشانه گفتوگوی فرهنگی در طول تاریخ است.
نظر اسلام درباره یلدا چیست؟
امام علی (ع) به مالک اشتر (هنگام حکومت بر مصرِ غیرمسلمان) فرمود: «سنتها و آیینهای نیکی را که مردم به آن عمل میکنند و باعث الفت و اصلاح جامعه است، از بین نبر.»
یلدا پر از عناصر خوب فرهنگی است: دورهمنشینی، شادی، مهرورزی، همدلی. به همین دلیل، اسلام هنگام ورود به ایران با یلدا (و نوروز) مخالفت نکرد.
برخی تندروها میگویند یلدا «بدعت» است و حدیث «مَنْ عَمِلَ عَمَلاً لَیْسَ عَلَیْهِ أَمْرُنَا فَهُوَ رَدّ» را پیش میکشند. اما کار فرهنگی دستوری نیست. مردم خود بهتر از هر کسی میدانند چگونه جشن و عزاداری را در کنار هم داشته باشند.
خوانش دینی یلدا
قرآن پر از استعاره نور است. یکی از نامهای خدا «نور» است («الله نور السموات و الارض»). شب یلدا نقطه اوج تاریکی است، اما دقیقاً از همین نقطه است که نور بازمیگردد.
در این خوانش، یلدا شریعت نیست، اما نشانه است؛ عبادت نیست، اما آیینی نیکوست. یلدا تمرین امید در دل ناامیدی و تمرین نورانی بودن در دل تاریکی است. باور به ظهور منجی و صبوری در این راه، چیزی جز یلدایی بودن نیست. اسلام نیامد حافظه فرهنگی ملتها را پاک کند؛ آمد که به آن جهت اخلاقیتری در مسیر توحید بدهد.
چرا در شب یلدا فال حافظ میگیرند؟
پیشتر در شب چله، فالگوش میایستادند (یواشکی به حرف دیگران گوش میدادند). جمله اول اگر امیدبخش بود، به فال نیک میگرفتند. امروز حافظ را «لسانالغیب» میدانند و برای کاهش نگرانی از شب طولانی و زمستان سرد، فال میگیرند. حافظ برای ما امروز همان کار را میکند که آتش در تاریکی شب چله برای اجدادمان میکرد؛ روشنی میبخشد و امید میدهد.
سه چهره یلدای امروز
۱. چهره ویترینی و بازاری (تبلیغات و فروش)
۲. چهره هویتی–سیاسی (ثبت جهانی، رقابت ایران با همسایگان)
۳. چهره فرهنگی–روایی (آنچه یلدا را زنده نگه داشته است)
جمعبندی
نه باید یلدا را تقدیس آیینی کنیم، نه انکار دینیاش کنیم. یلدای امروز مردمی که جشن میگیرند، نه به دنبال رابطه یلدا و عیسی هستند، نه میترائیسم و مهرپرستی. یلدا برای آنان صرفاً بهانهای است برای شبنشینی، شادی و رساندن یک شب طولانی به صبح امید.
شاید همه این بحثها در همان جمله ساده مادربزرگها خلاصه شود:
شب بلنده، اما موندنی نیست.
هنوز با همه دردم امید درمان است
که آخِری بود آخَر، شبان یلدا را
دیدگاه خود را بنویسید