*🔴 از منجیگرایی تا آخرالزمانانگاری*
(مرور آسیبهای آخرالزمانانگاری)
*🔻منجیگرایی ناشی از امید و نوعی درمانگری است اما آخرالزمانانگاری ناشی از ناامیدی و نوعی درماندگی است.*
🔻گسترش باورهای آخرالزمانی و تفسیر آرماگدونی در پی اتفاقات هولناک (قحطی، بیماری، جنگ)، در همه ادیان و امتها سابقه دارد و منحصر به امروز و دیروز و اینجا و آنجا نیست.
🔻وقتی تباهی اوج میگیرد و امید رهایی کمرنگ میشود رنجدیدگان، تاریخ را تمامشده میانگارند و دستپاچه به آخرالزمانانگاری روی میآورند.
🔻از همین روست که هنگام اسارت بابِلی، جنگهای صلیبی، شورش بارکوخبا، قیام مختار، حمله مغول، قیام سربداران، ماجرای شوالیههای معبد، جنبش آناباپتیسم، شیوع آنفلوآنزای اسپانیایی، جنگ جهانی اول و دوم، جنبش بابی و بهائی، تشکیل دولت صهیونیسم، انقلاب اسلامی ایران، قیام شعبانیه، جنگهای تحمیلی آمریکا و اسرائیل جنایتکار علیه ایران و... شاهد موج آخرالزمانانگاری بودهایم.
🔻امروزه در پی جنگ ناجوانمردانه شیطان بزرگ جهانی و غده سرطانی خاورمیانه و بلکه تمام جهان غرب علیه ایران اسلامی عزیز، و مشاهده حجم رنجها و ویرانیها، شاهد اوج گرفتن چنین باورهایی در سطوحی عمومی و حتی نخبگانی هستیم. لذا توضیح و تفکیک این دو باور، ضروریتر از هر زمان دیگری است.
🔻*منجیگرایی* باز نگهداشتن روزنههای امید در سختترین شرایط است. فلسفه انتظار یکی از قویترین ابزارهای تسلیبخش و پشتوانه حرکتهای اصلاحگرانه اجتماعی و از محکمترین تکیهگاهها در لحظههای لهشدگی و فروپاشی روانی فرد و جامعه است. از این رو، منجیگرایی یکی از سودبخشترین باورهای دینی در عرصه فردی و اجتماعیست.
🔻اما *آخرالزمانانگاری* یکی از زیانبارترین باورهای اعتقادیست. از همین رو در *روایات اسلامی*، در کنار تقریر باور به منجی، از توقیت (تعیین زمان ظهور~~تعیین آخرالزمان) به شدت نهی شده است. از همین روست که *رهبر شهید* نیز گفتند: «از کار عامیانه و جاهلانه در تطبیق علائم ظهور، پرهیز کنید... و برای دفاع عقلانی از اندیشههای مهدوی و فرهنگ انتظار تلاش نمایید.»
🔻در ادامه، برخی از *آسیبهای آخرالزمانانگاری* را بر میشمارم:
۱. گسترش انفعال و کاهش حس مسئولیتپذیری فردی در پیشگیری یا مدیریت بحرانهای سیاسی و اجتماعی؛
۲. کاهش تابآوری اجتماعی و افزایش اضطراب و ناامیدی ناشی از باور به ناگزیر و ناگریز بودن فاجعه؛
۳. بیفایدهانگاری تلاش و سازندگی در نتیجه شهیدانگاری خود و جامعه؛
۴. کاهش عقلانیت و غلبه تعصب و خشونت، در پی استیلای عمل بر تفکر؛
۵. تضعیف گفتگو و نهادهای مدنی و اجتماعی و تلاشها و آرمانهای اصلاحطلبانه؛
۶. قطبیسازی جامعه به دو دسته حق و باطل و نادیده گرفتن طیفهای خاکستری؛
۷. تقلیل یا تصعید تفاوتها و اختلافها و منازعهها به نبرد خیر و شر؛
۸. جایگزینی گفتمانهای انتقادی و نقشهای مکمل اجتماعی با دشمنان آخرالزمانی و مبارزان آرماگدونی؛
۹. محاسبهناپذیری سود و زیانهای اجتماعی و فرار از آیندهنگری؛
۱۰. بنبست تلاشهای مداوم و تدریجی برای اصلاح و پیشرفت و تحویل آن به انتظار منفعل و گسست از واقعیتهای اجتماعی؛
۱۱. بسترسازی قدرتطلبان برای سوءاستفاده از افراطگرایی ایدئولوژیک در راستای مطامع سیاسی؛
۱۲. غیرقابل گریز دانستن فاجعه و تعطیلی خرد جمعی و مسؤولیتپذیری اجتماعی در سایه پناه بردن به تقدیرگرایی تاریخی.
🔻از مجموع آموزههای دینی و تجربههای اجتماعی درباره تفاوت منجیگرایی و آخرالزمانانگاری، بر میآید که:
▪️منجیگرایی نوعی درمانگری و آخرالزمانانگاری نوعی درماندگی.
▪️منجیگرایان آماده ظهور منجیاند و آخرالزمانانگاران به دنبال ظهوراندن منجی.
▪️ریشه روانشناختی منجیگرایی، امید است و ریشه جامعهشناختی آخرالزمانانگاری، ناامیدی.
▪️منجیگرایی، سازنده است و آخرالزمانانگاری، ویرانکننده.
دیدگاه خود را بنویسید