خلق همه یکسر نهالِ خدای‌اند
هیچ نه برکن تو زین نهال و نه بشکن
«ناصر خسرو»

🔹چه در زمان جنگ و چه بعد از آن، جامعه و نظام سیاسی برای بقای پایدار، نیاز به «نهالستان» دارد. اما نهال‌اندیشی چیست؟

🔹 در اکوسیستم‌های ناپایدار مانند مزرعه و گل‌خانه، تنوعِ زیستی «تهدید» است. رشد هر گیاهی جز آنچه کاشته شده، مضر قلمداد شده و حذف می‌گردد تا یک‌دستیِ حداکثری حاصل شود. اما در اکوسیستم‌های پایدار مانند تالاب و جنگل، تنوع زیستی «ضامن بقا» است. حضور و هم‌کنشیِ گونه‌های مختلف، مفید قلمداد شده و پایداری اکوسیستم در گرو تنوعِ حداکثری است. از همین رو، مزرعه به کود و سم و علف‌کُش نیاز دارد اما جنگل بی‌نیاز از آنهاست.

🔹حکومت اسلامی باید باغبانِ جامعه و امانت‌دارِ نهالستانِ خدا باشد؛ نه آنکه هر درختان متفاوتی را ببُرد و به نیمکت و نردبان تبدیل کند. طیف‌های اجتماعی، گرایش‌های سیاسی، سلیقه‌های هنری، اندیشه‌های فلسفی و ایدئولوژی‌های دینی، هر کدام گونه‌ای از تنوع زیستی در اکوسیستم اجتماعی‌اند. در کنار هم قرار گرفتن همه این رنگ‌هاست که تصویر زیبا و فریبای جامعه را می‌سازد.

🔹یک‌دست، یک‌رنگ، یکسان و یک‌فکر کردنِ بیش از حد جامعه، این نهالستان را به مزرعه‌ای تبدیل می‌کند که برای بقا، دائماً محتاجِ مهندسیِ اصحابِ قدرت است. این مداخلات در بلندمدت، امکان‌های اجتماعی و توانِ درون‌زایِ جامعه را تضعیف می‌کند.

🔹در اکولوژی سیاسی، قدرتِ نظام‌های حکمرانی و اجتماعی و اعتقادی، مساوی با توان آنها برای فروکوفتن مخالف و یک‌دست‌سازی جامعه نیست. بلکه در میزان تحمل منتقدان و تبدیل‌شان به فرصت‌های نوظهور و امکان استفاده از تنوع فکری برای پایدارسازی سیستم‌ حکمرانی است.

🔻جنگ هم تهدید و هم فرصت نهال‌اندیشی است. اگر جنگ‌ها، برنده یا بازنده مطلق نداشته باشند، حین و پس از آن، حالت‌های زیر به وقوع می‌پیوندد:

▫️در زمان جنگ، بقای کشور یا حفظ نظام سیاسی اولویت اول است. لذا حکومت‌ها از تمام ظرفیت‌های همگن و ناهمگن، به‌ویژه اگر از اعتبار اخلاقی یا حمایت جمعی برخوردار باشند، برای تقویت روحیه مقاومت در برابر دشمن مشترک، استفاده می‌کنند و نشان می‌دهند: «جنگ، جنگ همه‌ است.»

▫️در زمان جنگ، اختلافات داخلی موقتاً فراموش یا فریز می‌شوند و با تقویت هویتِ جمعی یا هر امر مشترک دیگری، همکاری عمومی در مقابل دشمن، افزایش می‌یابد. حکومت‌ها از حجم زیادی از مخالفان داخلی گفتمان‌های انتقادی، در راستای مبارزه با براندازان و دشمنان، بهره می‌گیرند و گاه نامحرمان دیروز به منابع اعتمادسازی امروز بدل می‌شوند و نگاه اکوسیستمانه و نهال‌اتدیشانه تا حد زیادی به رسمیت شناخته شده یا لااقل تحمل می‌شود.

▫️اما از فردای جنگ، در حکمرانیِ توسعه‌یافته، «ما»ی جدیدی متولد می‌شود و ارزش‌ها در قالب‌های فراگیرتری تفسیر می‌شوند. خطوط قرمز فراخ و امکان هم‌پوشانیِ اجتماعی بیشتر می‌شود. حاکمیت و ساختار سیاسی به‌سوی تنوع‌بخشی و جذب حداکثریِ نهالستانِ جامعه حرکت می‌کند و برای استفاده از ظرفیت‌های اجتماعی برای بازسازی، انعطاف بیشتری نشان می‌دهد و الگوهای پویا جایگزین نگاه‌های ایستا می‌گردد.

▫️از فردای جنگ، در حکمرانیِ توسعه‌نیافته، بجای بازسازی کشور، حفظ هویت سیاسی دوباره اولویت می‌یابد؛ خطوط قرمز تنگ‌تر و تنگ‌تر می‌شوند؛ مزرعه‌وار کردنِ جامعه آغاز می‌گردد؛ ساختارهای رسمی قدرت، برای کنترل حداکثری، شروع به علف‌کُشی و یک‌دست‌سازی مزرعه می‌کند تا به محصول مدنظر خود برسند؛ منتقدانی که در زمان جنگ، دوش‌به‌دوش حاکمیت در برابر دشمنان مشترک ایستاده بودند، دشمن و تهدید بالقوه قلمداد شده و از نهالستان جامعه حذف می‌گردند.

🔹همه این منتقدان، سرنوشت یکسانی ندارند. کسانی که هدف‌شان سهیم شدن در قدرت، یا حصول نتیجه در کوتاه‌مدت بود، پا پس می‌کشند. اما منتقدانی که نقشی فراتر از سهم‌بری در قدرت دارند و به آرمان‌های بلند دینی یا ملی یا اجتماعی‌ می‌اندیشند، علی‌رغم ناسپاسی‌ها، طردها و انحصارگرایی‌های پس از جنگ، همچنان به تلاش خود ادامه می‌دهند. زیرا می‌دانند تنوع‌بخشی به اکوسیستم سیاسی و اجتماعی، ضامن تحقق و بقای پایدار آرمان‌های اصیل‌شان است.

🔹 تجربه نشان داده که متأسفانه بعد از جنگ، اغلب کشورها جامعه را تبدیل به مزرعه می‌کنند و نه نهالستان. «پس، چه باید کرد؟»

🔹 جنگ با تمام ویرانی‌ها و رنج‌ها می‌تواند فرصت تازه‌ای برای بازطراحی مناسبات دولت-ملت باشد تا اتحاد و انسجامی را که در خلال جنگ حاصل می‌شود، در فردای جنگ نیز ادامه یابد و با وجود تمام تفاوت‌ها و اختلاف‌ها بدانیم:
«حضور من، ضامنِ بقای تو، و حضور تو، ضامنِ بقای من است.»

🔹در قسمت‌های بعدی درباره روش‌ها و تجربه‌های نهالستانی و مزرعه‌واری در سایر کشورها و متناسب‌سازی آن با شرایط جنگی امروز ایران و فردای پس از آن، سخن خواهیم گفت.

ادامه دارد...
@AzadName