خلق همه یکسر نهالِ خدایاند
هیچ نه برکن تو زین نهال و نه بشکن
«ناصر خسرو»
🔹 پس از تعریف رویکرد نهالستانی و مرور تجربه سایر کشورها، در این قسمت، به شرایط اجتماعیِ نهالستانِ ایران در اثنای جنگ، نظر میکنیم.
🔹دو جنگِ محورِ شومِ امریکایی-صهیونی در خرداد و اسفند ۱۴۰۴ علیه جمهوری اسلامی ایران، در ورای رنجها و ویرانیها، فرصتی استثنایی برای بازتعریف مناسبات دولت-ملت در ایران بهوجود آورد.
🔹جنگ، هویتِ جمعی را از زیر سایه اختلافات داخلی خارج؛ مخرجمشترکهای اجتماعی را محاسبهپذیرتر؛ ارزشهای دینی و ملی را قالببندی جدید و ظرفیتهای فرهنگی را بازتعریف کرد.
🔹تلاش دشمن برای اینکه نشان دهد جنگ صرفاً علیه نظام سیاسیِ حاکم در ایران است و نه مردم آن، ناکام ماند. طیفهای متنوع و گستردهای از فعالان سیاسی و اجتماعی زیر یک پرچم و در راستای یک هدف گرد هم آمد؛ از ملیگرایان تا اسلامگرایان، از بسیجیان تا زندانیان سیاسی، از ماندگان تا رفتگان، از کفنپوشان تا کراواتزدگان، از حامیان تا منتقدان، از دگرباشان جنسی تا اقلیتهای دینی، تمامقد یا نیمقد در کنار مدافعانِ ایران، در برابر دشمن خارجی ایستادند و چهره متکثری از مقاومت ایرانیان را در خیابان به تصویر کشیدند.
🔹بسیاری از منتقدان رهبر شهید و رهبر جدید نیز در روزهای جنگ، از بیان انتقاهای وحدتشکنانه خودداری کردند و در حفظ انسجام داخلی کوشیدند.
🔹خطوط قرمز حاکمیت تا حدی فراخ شد. مسأله دیگر باحجاب/بیحجاب نبود. خطخطیهایی که مدام بر چهره کشور کشیده میشد، به ۳ خط قرمز اصلی تقلیل یافت: ۱. «نه» به پهلوی ۲. «نه» به حمله خارجی ۳. «نه» به تجزیهطلبی. و «نه»های دیگر، علیرغم نقونوقهای افراطیان، موقتاً و تاحدی کنار گذاشته شد تا وحدتِ حداکثری محقق شود. در این چارچوببندی جدید:
▫️صاحبنظرانی که «نامحرمِ فکری» قلمداد میشدند، «ظرفیتِ اجتماعی» خوانده شدند؛
▫️تصویر کورش و داریوش و خشایارشا در بیلبوردها و میدانهای اصلی شهر نقش بست؛
▫️سرودهای حماسی برخی خوانندگان برای اولین بار از رسانه ملی پخش شد؛
▫️بسیاری از استادان و دانشجویان اخراجشده هم برای دفاع از ایران یا جمهوری اسلامی، جولانِ حضور یافتند و مورد استقبال قرار گرفتند؛
▫️نوشتههای بعضی از روزنامهنگاران منتقد، در راستای دفاع از کشور منتشر شد و...
🔹طی جنگ خرداد ۱۴۰۴، مسأله ایران به عنوان مهمترین محور وحدتبخش، به شکل بیسابقهای پررنگ شد و استوری اشتراکی ۲۰۰ میلیونی پرچم ایران، با فاصله زیادی رکورددار استوریهای ایرانی شد.
🔹طی جنگ اسفند ۱۴۰۴، تولید و فروش پرچم ایران ۱۵۰ برابر شد در حالی که در موارد مشابه، مثلاً پس از حمله ۱۱ سپتامبر به امریکا، فروش پرچمشان طبق نوشته هانتینگتون، فقط ۱۷ برابر شده بود.
🔹اما جدای از صحت و سقم دلایل، همچنان طیفهایی در روزهای جنگ، پای کار نیامدند زیرا:
▫️از اتفاقات تلخ دیماه ۱۴۰۴ و موارد مشابه آن در سالهای گذشته، دلخورند؛
▫️زندگی عادی زیر هر پرچمی را بر کنشگری برای دفاع از هر پرچمی، ترجیح میدهند؛
▫️به فردای براندازی امیدوارند و از حمله خارجی استقبال میکنند؛
▫️ایران را مساوی جمهوری اسلامی نمیدانند؛
▫️هزینه سقوط نظام را کمتر از بقای آن میشمارند.
🔹فاصله ۹ ماهه بین جنگ خرداد و اسفند ۱۴۰۴ فرصت بینظیری برای تولد «ما»ی جدیدی در ایران بود تا رابطه حاکمیت و ملت ترمیم شود. اما:
▫️از یک سو، برخی معتقدند که در یکی دو ماه پس از جنگ، انعطافهایی در حاکمیت بهوجود آمد اما تغییر بنیادینی در روش حکمرانی بهویژه در حوزه اقتصادی و سیاسی ایجاد نشد. اتفاقات تلخ ۱۸ و ۱۹ دیماه این شکاف را بیشتر کرد و برخی کاندیداهای شوراها دوباره به دلایل سیاسی رد صلاحیت شدند و... خلاصه به باور آنها، شعار «حضور من ضامنِ بقای تو و حضور تو، ضامنِ بقای من» محدود به روزهای جنگ بود و به استراتژیِ دائمی بقا در فردای جنگ، تبدیل نشد.
▫️از سوی دیگر، برخی معتقدند که حاکمیت پس از جنگ خرداد ۱۴۰۴ بارها از مردم قدردانی کرد؛ اعتراضات اقتصادی دیماه را به رسمیت شمرد و صرفاً پس از شروع بحرانزاییِ امنیتی آن را شبهِ کودتا نامید و مقابله سخت نمود؛ در بازه ۹ ماه بین دو جنگ، تا حد مکان از برخورد قهری و حذفی با ناهمراهانِ داخلی پرهیز و برای جذب حداکثری تلاش کرد. این سعه صدر نسبی، چه یک تاکتیک باشد و چه یک تصمیم استراتژیک، نشان داد که میتوان همچنان به اصلاح سپهر سیاسی ایران، و تولد «ما»ی جدید امیدوار بود.
🔹متن پیشِ رو فارغ از ارزشگذاری گزارهها، سعی در توصیف شرایط اجتماعی ایران کنونی داشت. در قسمتهای بعد، میگوییم که چگونه میتوانیم با نهالاندیشی، تبلور هویت جمعیِ روزهای جنگ را به الگویی برای بازآرایی اجتماعی و حکمرانیِ پایدار در فردای جنگ، تبدیل کنیم و چه موانعی در پیش داریم.
ادامه دارد...
@AzadName
دیدگاه خود را بنویسید