خلق همه یکسر نهالِ خدای‌اند
هیچ نه برکن تو زین نهال و نه بشکن
«ناصر خسرو»

🔹در قسمت‌های قبل، پس از تعریف رویکرد نهالستانی در برابر سیاستِ مزرعه‌سازی، تجربه‌های سایر کشورها و شرایط اجتماعی ایران امروز را مرور کردیم. اکنون مهمترین موانعِ نهال‌اندیشی را فهرست می‌کنیم تا بدانیم که چگونه می‌توان هم‌گراییِ جامعه در روزهای جنگ را در فردای جنگ، استمرار دهیم.

🔹۱. اتحاد یا انسجام؟

▫️وحدت به معنای یکی شدن و واحد بودن است ولی انسجام به معنای سازگاری و همبستگی و هماهنگی در یک راستا می‌باشد. در اتحاد، تفاوت و دوگانگی محو می‌شود و در انسجام، علی‌رغم وجودِ تفاوت، هم‌کنشی و هم‌هدفی حفظ می‌گردد.

▫️وقتی رهبر شهید سال ۱۳۸۶ را سال «وحدت ملی و انسجام اسلامی» نامید، به این تمایز توجه داشت که وحدت، آرمانِ فرجام است و انسجام، امیدِ انجام.

▫️کسانی که جامعه را مانند نهالستانی متکثر می‌بینند، اگر آرمانِ وحدت محقق نشود، لااقل انسجام را به‌عنوان راه‌حلِ میانه برمی‌گزینند. اما کسانی که جامعه را مزرعه‌ای یک‌دست می‌خواهند، «دیگری» را اگر عین خودشان نباشد، علف هرز فرض می‌کنند. در نظر آنان «یا با مایی یا علیه ما». آنان دچار کوررنگی معرفتی‌اند و مردم را فقط سیاه و سفید می‌بینند و توان مشاهده و درک طیف‌های متنوع اجتماعی را ندارند و سخن عطار نیشابوری را نمی‌فهمند: «میانِ مسجد و می‌خانه راهی‌ست...»

🔹۲. مثلِ من یا در کنارِ من؟

▫️همگرایی با ناهمگِنان در زمان مضیقه و از باب اَکلِ مَیته، خوب است اما هنر بزرگ‌تر آن است که بتوانیم این تاکتیک را به رویکردی استراتژیک تبدیل کنیم و در فردای جنگ نیز ادامه دهیم؛ نه آنکه به قول صائب تبریزی: «که چون سوار به منزل رسد، پیاده شود...»

▫️جذب حداکثری نباید با هدف تبدیل «دیگری» به «خود» و روتوش و تاکتیکی در راستای همانندسازیِ مزرعه‌وارِ جامعه باشد. برای تحقق انسجام، لازم نیست که دیگری حتماً عینِ من یا مثلِ من یا جذبِ من شده باشد؛ همین که در کنارِ من باشد، عالی‌ست.

▫️«غیر» با تمام غیریّت‌اش وقتی کنار من در برابر دشمن ایستاده، هم‌سنگرِ من در زمان جنگ، و هم‌سنگِ من در فردای جنگ است.

▫️در تعامل با متفاوتان و مخالفان (نه معاندان)، اگر بتوانیم دیگری را با تمام «دیگری بودن» او بپذیریم و مشروط به «مثلِ من بودن» نکنیم، هنر کرده‌ایم.

▫️در نهالستان، حفظ و مدیریتِ تنوعِ زیستیِ هم‌راستا، مهمترین استراتژیِ سیاسی و ضامنِ بقای اجتماعی‌ست. با این نگاه می‌توانیم به وحدت و انسجام که بزرگ‌ترین معروف اجتماعی است، برسیم و از تفرقه که بزرگ‌ترین منکر اجتماعی است، پرهیز نماییم و وفاق را تحقق ببخشیم.

🔹۳. اقتدار یا انحصار؟

▫️سیاست‌مداری که خود را مزرعه‌دار می‌داند، قدرت‌اش را در یک‌دست‌سازی جامعه و انحصارگرایی، تعریف می‌کند. اما سیاست‌مداری که خود را جنگل‌بان و نهال‌بان می‌داند، قدرت‌اش را در اقتدارگرایی برای مدیریت و حفظ تنوعِ اجتماعی در راستای بقای پایدار نظام سیاسی، تعریف می‌کند.

▫️مزرعه‌دار، صاحبِ انحصاریِ محصول است. قدرت وی در آن است که گیاهِ مدنظرش را در زمینِ جامعه برویاند و سایر گیاهان را علف هرز قلمداد کند و بخشکاند تا فاعل مایشاء مزرعه بماند. اما جنگل‌بان و نهال‌بان، مالک درختان نیستند. اقتدارشان در صیانت و حفاظت از گیاهانی‌ست که طبیعتِ جامعه می‌رویاند. آنان به قرینه آیه أَفَرَأَيْتُمْ مَا تَحْرُثُونَ أَأَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ، پاسبانِ نهالستانِ خدایند.

▫️تفکر تکفیری (نسبت کفر دادن به دیگری) صرفاً داعشی‌گری نیست. هر فرد و جریانی که حقیقت را در انحصار خود می‌شمارد و غیر خود را کافرِ سیاسی می‌انگارد و تکفیر می‌کند و بجای نهال‌بانی به مزرعه‌سازی جامعه می‌پردازد و اقتدار را در انحصار می‌خواهد، به‌نوعی گرفتارِ تفکرِ تکفیری است.

▫️خدا رحمت کند حاج قاسم عزیز را که همزمان با تکفیری‌های اعتقادی و سیاسی و نظامی می‌نَبَردید و با انتقاد از آنها می‌گفت:
«من و آدم‌های خودم؛ من و رفقای خودم؛ من و مریدهای خودم؛ این بی‌حجاب است؛ اون باحجاب است؛ این چپ است؛ اون راست است؛ این اصلاح‌طلب است؛ اون اصولگراست، [با این روش‌های غلط] خب، پس چه کسی را می‌خواهید حفظ کنید؟!»

▫️تقلیل اقتدار به انحصار، وقتی با توهمِ کلیدداریِ حقیقت، توأم شود، بزرگترین تهدیدِ نهالستان و مهمترین عامل معرفتیِ حاکم بر اذهانِ مزرعه‌سازانِ جامعه است.

🔹در قسمت بعد، بقیه موانعِ معرفتیِ نهالستان‌اندیشی را شرح می‌دهیم.

ادامه دارد...
@AzadName