خلق همه یکسر نهالِ خدای‌اند
هیچ نه برکن تو زین نهال و نه بشکن
«ناصر خسرو»

🔹در قسمت‌های قبل، سیاستِ نهالستانی را تعریف و تجربه‌های سایر کشورها و شرایط اجتماعیِ ایران را مرور کردیم. سپس مهمترین لوازم و موانعِ هم‌گراییِ جریان‌های اجتماعی در اکنون و فردای جنگ را در قالب دوگانه‌های زیر برشمردیم: ۱. اتحاد یا انسجام؟ ۲. مثلِ من یا کنارِ من؟ ۳. اقتدار یا انحصار؟ در ادامه، دوگانه‌های دیگر را شرح می‌دهیم.

🔹۴. جمهوریت یا سلطنت؟

▫️در نظام سلطنتی، کشور متعلق به سلطان است و مردم رعایایی که اراده‌شان در گرو اراده سلطان است. سلطنت فقط در قالب تاج و شاه نیست. «تک‌صدایی» و «سلطنتِ حزبی» و «سلطنتِ فکری» و «توتالیتاریسم» جملگی صورت‌هایی از سلطنت و در نقطه مقابل جمهوریت‌اند.

▫️نظام اسلامی همان‌طور که به حدیث «الناس مسلطون علی اموالهم» باور دارد، «الناس مسلطون علی مملکتهم» را نیز به رسمیت می‌شناسد. از این‌رو امام خمینی در دیدار با خبرگان قانون اساسی در ۲۷ مرداد ۱۳۵۸ به زیباترین شکل، جمهوریت را تعریف کرد و فرمود:
«اکثریت مردم هر چه گفتند، آراءشان معتبر است ولو به خلاف، حتی اگر به زیان‌شان باشد، باید همان اجرا شود... شما ولیّ ملت نیستید که بگویید این به ضرر شماست و نباید انجام شود. شما [صرفاً] وکیل‌شان هستید...»

▫️این فرموده امام خمینی، عصاره جمهوریت و عین اسلامیت در نسبت حاکمیت و ملت است. وفاق در نهالستانِ ایران، در گرو چنین تعریفی از جمهوریت و اسلامیت است. در غیر این صورت، خدای ناکرده «جمهوری اسلامی» به «امارت اسلامی» و «سلطنت دینی» تبدیل می‌شود.

▫️عبور از «سلطنت» به «جمهوریت» یک پیش‌نیاز مردمی و یک پیش‌نیاز حاکمیتی دارد.

الف) پیش‌نیاز مردمی:
▫️وقتی من فرعون‌ام ولی مصر من کوچکتر است، وقتی در خانه‌ام، در کلاس‌ام، در مغازه‌ام، در فضای مجازی‌ام و... در حد خودم فرعونی و سلطنت می‌کنم، آیا می‌توانم جمهوریت را در پهنه سیاست رقم بزنم؟! در افغانستان، جمهوریت بدون توجه به پیش‌نیازهای فرهنگی و آمادگی اجتماعی، وارد ساختار سیاسی شد. لذا شکست خورد و نتیجه آن بازگشت طالبان بود.

ب) پیش‌نیاز حاکمیتی:
▫️جمهوریت اگر مبتنی بر به رسمیت شناختن تکثر سیاسی و اجتماعی و تنوع فکری در چارچوب بقای کشور و نظام سیاسی نباشد، عملاً به استمرار سلطنت در پوستینِ جمهوریت می‌انجامد. مانند عراقِ زمانِ صدام که جمهوریت، ابزار تبدیل سلطنتِ فردی به سلطنتِ حزبی و سلطنتِ فکری شد.

🔹۵. حذف یا هضم؟

▫️اکوسیستم‌های طبیعی وقتی نمی‌توانند تهدیدهای وجودی را حذف کنند، با ایجاد تنوعِ زیستی، تهدید را بجای «حذف»‌، «هضم»‌ و تاب‌آوری را زیاد و امکانِ بقا را افزایش دهد. این همان کاری‌ست که‌ ایرانیان پس از حمله اسکندر و اعراب و مغول کردند و در سلسله نوشتار «شکست‌شناسیِ ایرانیان»‌ مفصلاً به آن پرداختیم.

▫️اما پیام و الهامِ این قانونِ طبیعی برای وضعیت کنونی ایران چیست؟ ایران کشوری است که به‌خاطر ویژگی‌های ژئوپولیتیک و ایدئولوژیک، همواره در معرض تهدیدِ وجودی قرار داشته است:
☆طولانی‌ترین جنگ دو کشور در قرن بیستم بر آن تحمیل شد؛
☆تهاجم فرهنگی را تجربه کرد؛
☆شدیدترین تحریم‌های اقتصادی را تحمل نمود؛
☆اعتراضات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی را پشت سر گذاشت؛
☆همزمان با دو قدرت اتمی جهان جنگید؛
☆بالاترین سطح ترور‌های سیاسی و نظامی در جهان را تحمل کرد؛
☆و لذا «شرایط حساس کنونی»‌ واقعی‌ترین و پربسامدترین کلیدواژه‌های سیاسی در تمام این سال‌ها بود.

▫️حاکمیت ایران علی‌رغم تهدیدهای بی‌شماری که در دهه‌های اخیر داشت، برای افزایش سعه‌صدر خود، کوشید. اما آیا هنوز هم می‌توان از حاکمیت، سعه‌صدر بیشتری را در حوزه سیاستِ داخلی، انتظار داشت؟ آیا مطالبه گشودگیِ سیاسی و اجتماعی در این شرایط، انتظار بجایی است؟ وقتی دسیسه‌های دشمنان، کشور را مدام از امن بودن به امنیتی بودن سوق می‌دهد، آیا می‌توان باز هم توقع نهال‌اندیشی داشت؟ پاسخ، همچنان آری است. زیرا:

▫️برای مقابله با این حجم از تهدیدهای وجودی که کشور را دهه‌ها در «شرایط حساس کنونی»‌ نگه داشته است، راهی جز تکیه بر ظرفیت‌های مردم و سرمایه‌های اجتماعیِ درون‌زا وجود ندارد. این سعه صدر اگر در شرایط عادی یک «فضیلت» باشد، در شرایط اضطراری، یک «ضرورت» است.

▫️هضم و جذبِ متفاوت‌اندیشانِ داخلی به مراتب راحت‌تر از حذفِ دشمنانِ خارجی‌ست. پس چه بهتر که با یاری اینان به جنگ آنان برویم. زیرا بقای نظام سیاسی و نظامات اجتماعی جز با مشارکت و هم‌افزاییِ طیف‌های متنوع و متکثر مردمان و نخبگان و حاکمان، و به تعبیر استعاری، نهالستان‌سازی به‌جای مزرعه‌وارسازی، و پرهیز از دوقطبی‌سازی‌های سرمایه‌سوز، میسر نخواهد بود.

🔹در قسمت بعد، درباره «چه باید کرد؟»‌ در روزهای جنگ و فردای آن در نهالستانِ ایران سخن خواهیم گفت.

ادامه دارد...
@AzadName