پوشش زنان ایران پیش از اسلام چگونه بود؟
فردوسی نه فقط شاعر، که راوی فرهنگ و تمدن ایران است. برای دانستن درباره پوشش بانوان ایران پیش از اسلام، کمتر کسی از او گواهی بهتر میدهد.
در داستان شیرین و خسرو، شیرین در پاسخ به خواستگاری شیرویه، سه ویژگی زن نجیب را برمیشمارد که یکی از آنها پوشیدگی موی است:
به سه چیز باشد زنان را بهی
که باشند زیبای گاه مهی
سه دیگر که بالا و رویش بود
به پوشیدگی نیز مویش بود
منیژه که برای کمک به بیژن نزد رستم میآید، خود را چنین معرفی میکند:
منیژه منم دخت افراسیاب
برهنه ندیده رخم آفتاب
فریدون در ماجرای خواستگاری دختران پادشاه یمن برای پسرانش، از «سه پاکیزه نامجوی» و «پوشیدهرخ» سخن میگوید. درباره دختران توران نیز میخوانیم:
همه دخت توران پوشیدهروی
همه سرو بالا، همه مشکبوی
زیباترین صحنههای نجابت
تهمینه، دلداده رستم، چنان از خود سخن میگوید که گویی فرهنگ پوشش در نهاد او ریشه دوانده:
کس از پرده بیرون ندیدی مرا
نه هرگز کس آوا شنیدی مرا
در داستان ضحاک، دختران جمشید «پوشیدهرویان» خوانده میشوند. هنگامی که ارجاسپ خواهران اسفندیار را اسیر میکند و برای تحقیر، حجاب را از سرشان برمیدارد، آنان چنین شکایت میکنند:
چو ما را که پوشیده داریم روی
برهنه بیاورد ز ایوان به کوی
عشق و پوشش در همآمیخته
در داستان بیژن و منیژه، نخستین بار که منیژه بیژن را در جشنگاه میبیند، عشق در دلش میجوشد، اما به جای دلبری، پوشش را برمیگزیند:
به پرده درون رفت پوشیدهروی
بجوشید مهرش، بپوشید موی
تنها استثنا: ماجرای زال و رودابه
رودابه گیسوی خود را از بلندی به پایین میاندازد تا زال به یاری آن بالا بیاید. اما این گیسو نه برای عشوهگری و دلبری، که برای یاری رساندن و نجات دلدار به کار میرود:
بگیر این سر گیسو از یک سویم
ز بهر تو باید همی گیسوم
حیای مردانه در شاهنامه
فردوسی تنها به پوشش زنانه توجه ندارد. وقتی کیخسرو افراسیاب را شکست میدهد، به سربازانش فرمان میدهد به جان و مال و ناموس کسی تعدی نکنند، به ویژه بانوانی که با وقار و پوشش در شهر رفتوآمد دارند:
ز پوشیدهرویان بپیچید روی
هر آن کس که پوشیده دارد به کوی
نتیجه: پوشش، یک فرهنگ ایرانی
پوشش در شاهنامه اجبار پهلوانان نیست، فرهنگ ایرانیان است. هیچ کس دختران و بانوان ایران را مجبور نکرده که موی و تن و روی خود را بپوشانند – فرهنگ آنان را چنین بار آورده است.
این همان فرهنگی است که زن را نه برای نمایش، بلکه برای درخشش شخصیتش میخواهد.
رهایی نیابم سرانجام از این
خوشا باد نوشین ایران زمین
دیدگاه خود را بنویسید