ادعا: آقای ساسان توسلی، از منتقدان قرآن، معتقد است قرآن مرتکب «خطای تاریخی» شده است. ایشان می‌گویند: قرآن در داستان گوساله‌پرستی بنی‌اسرائیل از فردی به نام «سامری» نام می‌برد، در حالی که قوم سامری پس از حمله آشوریان در قرن ۷ پیش از میلاد (حدود ۵ قرن بعد از حضرت موسی) پدید آمده‌اند. بنابراین قرآن دچار اشتباه تاریخی شده است.

ماجرا از نظر قرآن: در سوره طه (آیات ۸۵، ۸۷ و ۹۵) سه بار از «سامری» نام برده شده که با ساختن گوساله‌ای طلایی، بنی‌اسرائیل را در غیاب حضرت موسی گمراه کرد. در ادبیات فارسی نیز حافظ و مولوی بارها به این ماجرا اشاره کرده‌اند.

پاسخ: اشتباه در کجاست؟

منظور از «سامری» در قرآن، شخصی است که اجدادش اهل منطقه سامره بودند، مثل این که به کسی با اصالت کرمانی «کرمانی» بگوییم.

سه نکته مهم که نباید با هم خلط شوند:

مفهومتوضیحزمان پیدایش
منطقه سامرهمنطقه‌ای در شمال فلسطین (نزدیک نابلس امروزی)پیش از حضرت موسی (آثار باستان‌شناسی از قرن ۱۶-۱۸ ق.م)
مردم سامرهساکنان این منطقههمزمان با حضرت موسی
قوم سامری (به عنوان هویت دینی‑سیاسی)شاخه‌ای از بنی‌اسرائیل که بعدها قدرت گرفتحدود ۵ قرن پس از موسی   (۷۲۲ ق.م)

قرآن به اولی و دومی اشاره دارد (که کاملاً صحیح است)، نه به سومی. منتقد محترم، سومی را با اولی خلط کرده و گمان برده قرآن اشتباه کرده است.

شواهد تاریخی:

  1. عهد عتیق: محل سکونت خاندان یعقوب (حدود ۴۰۰ سال پیش از موسی) در نزدیکی سامریه      گزارش شده است.
  2. الواح تل العمارنه: مربوط به دوران نزدیک به حضرت موسی،      به سامری‌ها      اشاره دارد.
  3. مطالعات ژنتیکی (۲۰۰۴): نشان می‌دهد سامری‌ها از بنی‌اسرائیلی‌های بومی هستند، نه محصول حمله آشور.

مثال برای روشن شدن موضوع:

تهران ۵۰۰ سال پیش نیز وجود داشت، ولی فقط ۲۵۰ سال است که پایتخت ایران شده است. اگر کسی ۵۰۰ سال پیش در کتابی از یک «تهرانی» نام ببرد، آیا دچار اشتباه تاریخی شده؟ نه. سامره نیز چنین است.

قیاس منتقد با تلویزیون و شاه عباس، قیاس مع‌الفارق است: تلویزیون در زمان صفویه وجود نداشت، اما سامره و مردمش پیش از موسی وجود داشتند.

نتیجه: قرآن نه تنها اشتباه تاریخی نکرده، بلکه با دقت به وجود مردمی از منطقه سامره در آن دوران اشاره کرده است. سامری بودن فرد گوساله‌ساز، هم از نظر تاریخی و هم ژنتیکی قابل دفاع است.

درس مهم: نه دین را چشم و گوش بسته بپذیریم، نه انتقاد از دین را بدون بررسی قبول کنیم. از منتقد محترم که نقد خود را محترمانه بیان کرد تشکر می‌کنیم؛ پاسخ خود را شنید. قضاوت با شما.